لعنت به همه چیز
همه چیز* «مضحك**» شده است. بدبختانه هر چیزی به شكل مضحكی مضحك و بیخود شده است. حتی «فهمیدن» و «گفتن» آن هم به شدت مضحك و احمقانه شده است.
شرف دارد «حیوان»
سكوت میكنم به احترام «هیچ چیز»
فكر میكنم دیگر این سالها هر كاری یا كلامی تایید مناسبات احمقانهی موجود* است. همه مثل همیم. سكوت میكنم و این لاشه خاك خواهد خورد. به هیچ چیز و هیچ كس كاری ندارم. مطلقن نیازی به چیزی ندارم. انتظاری هم ندارم. ناامید هم نیستم. هركسی میتواند خودش را در ببرد. زیادی حرف زدهام. خفه میشوم دیگر. یك «ضد» اردهی احمقانه.
برین گم*** شین همه، گورتون رو گم كنین...
* هرچیزی كه به انسان و جامعهی انسانی ربط دارد، یا وجهی از آن كه به انسان یا جامعه انسانی دخلی دارد، اعم از كنش – كلام – مناسبات - خواستن – اراده – قدرت هنر – فلسفه – مذهب – زیبایی شناسی – سیاست – فرهنگ – رسانه – زبان – تفكر – امیال – عشق – دوستی – جنسیت – غریزه – غذا – زندگی
** مضحك – احمقانه – پوچ – بیخود – بی شكل و لعنتی و نفرین شده
*** گم به معنای واقعی
+ نوشته شده توسط در و ساعت
|