تبليغاتX
رد نایابِ درد - مزخرفاتی درباره رویا و حواشی آن سال ها
 

چرا كسي نمي‌گه اين قسمت سوم رويا مزخرفه؟

چرا نمي‌گه كسي كه اين قسمت چس ناله شده؟

مگه دو قسمت قبل اينجوريه؟

چرا كسي نمي‌گه اينجا راوي داره شلنگ تخته ميندازه وسط روايت؟

فقط بهزاد يه چيزي گفت و در رفت.

 

نا اميد شدم از همه.

داستان رو روي سيستم اتاق تمام كردم. منتشر نمي‌كنم.

اسمش شد "مزخرفاتي در باره‌ي رويا و حواشي آن سال‌ها"

 

تنها كسي كه دوست داشتم بخونه و دوست داشت بخونه، نگران نباشه. ميل مي‌كنم براش.

 

پست‌هاي بعدي وبلاگ يه چيز تازه و جالبه.

وبلاگ نويسي و نامه‌‌نويسي با هم.

نامه‌هايي براي يك "جالب و غريب"

 

+ نوشته شده توسط م.ب.حاجیانی در و ساعت 5:37 PM |
Free counter and web stats